ميد نايت
به خودم گفتم نه !
نه قرار نيست من هم يكي از اين زنهايي باشم كه ميشناسم .
آقاي مرد ، تو حالا حالا براي همراه بودن ِ با من بايد بدوي ....
silent mode
سلطه سكوت ،
بهترين امپراطوري جهان از آب در مي آيد.
بعله:)
اين آدميان !
پوستت را رنده مي كنند
گوشتت را تكه تكه.
استخوان هايت را اما ،
سگ ترينشان مي بلعد.
گول goal , مابقي .. .
هدف هام رو ليست كردم . ياه ياه ياه .
براي الدوز :
دلت اگر گرفت
از پیچ کوچه های تکراری،
از لغزش نگاه بر صورت ها ی آشنا،
از ندانم کاری های بی ثمر
به آسمان خیره شو.!
بی تاب اگر شدی
از خیال پردازی های همیشگی
از پند های خیرخواهانه
از حکمت ها و رحمت ها
چشمانت را به سقف بدوز!
گیج اگر شدی
از تزویر و ریای جاودان
از نماز زاهد عابد فریب
از دورنگی ها و دروغ ها
برای گنجشک ها دانه بریز!
خسته اگر شدی
از پستی روزگار
از خیانت نور
از من
از خودت
عینک آفتابی بزن رفیق...
بی خیال بی خيال!
من
دخترکی سبزه،
با نگاه گیرایش.
سایه ی سرد بیداد،
سیمای باد.
لبخند بی آوازه ی دخترکی در رم،
نه!
دهی در همین حوالی
انتظار می برد
روشنای حضورָ
شهریاری صادق.
موهای خاکستری مادر،
موهای سفید مادر بزرگ
سرد می شود
بی رنگ
شوق انتظار
در شبق موهای دخترکی
در کودکی باور. . .
ندارد
روی مرزهای حسی،
صابون می کشم
و سنجاق می کنم ستاره ای،
در نقطه ی طلایی احساس.
از جایی دور
از خاطره ی خیال های خام،
خیل شگفتی پاکوبان،
خواهند آمد.
وای!لیز خواهند خورد.
صابونها را پاک می کنم
ودر نقطه ی طلایی احساس،
پلک میزنم.
شاید
دیشب
خواب ستاره ای را دیده باشی
که تو را
دنبال می کند.
شاید...
درگير
بعد من نمي دونم ما آدم ها را چه ميشود كلن!
چرو اينقد با خودمون درگيريم نه جدي چرو؟
بعد مسخرش اينه كه فك مي كنيم با بقيه درگيريم يا بقيه
با ما درگيرن ولي ببين ! ما فقط با خودمون زيادي درگيريم.
رسمن حلقاويز شديم به خودمون !
چه كاريه
پسورد
يه روز جايي بودم و دستم به نت نميرسيد
به ممد اس ام اس دادم كه بيا و پسورد آي دي ِ منو عوض كن
حتا يادم هم نيست سر چي و كِي .
خلاصه برداشت واسه من يه پسورد جديد گذاشت بعد من ديدم خيلي استرانگه
واسه اين وبلاگم هم همونو گذاشتم . بعد الان بعد ِ مدت ها كه اومدم اينجا مينويسم
رسماً به فنا ميرم تا بتونم بيان توش :دي
